تبليغاتX
مهتاب سفید

پشت پنجره

شمع لرزان

سرما

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 23:1 توسط آذریون متین |

بیرون

آدم برفی

و مهتاب

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 23:1 توسط آذریون متین |

در ابرهای سیاه

آفتاب طلایی

غروب زمستانی

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 23:0 توسط آذریون متین |

نیست

حتا یک برگ

جنگل زمستانی

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 23:0 توسط آذریون متین |

شب تاریک

دانه های برف

بر نور چراغ

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:18 توسط آذریون متین |

کنار چوکی پر برف

پیرمردی می ایستد

و می گذرد

چوکی = صندلی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:18 توسط آذریون متین |

امشب

آوازهای سرد

آخرین قازها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:17 توسط آذریون متین |

فقط زیر درخت

نقش های پا

شب برفی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:17 توسط آذریون متین |

در درخت پر برف

با خود می خواند

گنجشکک

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:17 توسط آذریون متین |

برف از شاخه

نمی ریزد

حتا در باد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:16 توسط آذریون متین |

بر مژه ام می نشیند

و یخ می بندد

برف

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:16 توسط آذریون متین |

گرمی در سردی

ماهی کوچک

زیر یخ

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:15 توسط آذریون متین |

همه جا

سفیدتر

آفتاب زمستانی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:14 توسط آذریون متین |

اوج سرما

یخ بسته بر شاخه ها

دانه های برف

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:59 توسط آذریون متین |

اوج سرما

حتا دریا

زیر برف

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:58 توسط آذریون متین |

می ریزد

برف از شاخه

صدای گنجشک

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:56 توسط آذریون متین |

صبحدم

هنوز تاریکی

مه بر پنجره

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:54 توسط آذریون متین |

تند باد

کجا می ریزند

دانه های برف

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 16:1 توسط آذریون متین |

حتا تاریکی

سفید

اوج زمستان

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 16:1 توسط آذریون متین |

نیمه شب

هنوز می بارد

برف

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 16:0 توسط آذریون متین |

نیمه شب

نقش های پا

پر از برف

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 16:0 توسط آذریون متین |

تنها یک ستاره

بر دریا

مهتاب زمستانی

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:59 توسط آذریون متین |

گم شد

ستاره در آب

صبحدم

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:59 توسط آذریون متین |

آسمان

بر زمین

روز مه آلود

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:58 توسط آذریون متین |

زمین

میان ابرها

کجا کجا می بارد

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:58 توسط آذریون متین |

غرق در آب

هنوز می درخشد

ستاره

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:58 توسط آذریون متین |

می گذرد

ابرهای برفی

کجا خواهد بارید

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 15:57 توسط آذریون متین |

دوستان نهایت عزیز! پس از خواندن این نوشته، اگر سؤالی دارید با ما در میان بگذارید... خوشحال می شویم!

شاعر بیست و چهار ساعته

                                                                                                    آذریون متین - سویدن

- هایکو چیست؟

 من همیشه هایکو را از دو دیدگاه تعریف می کنم. یکی هایکو، به عنوان نوع شعر ژاپنی که مشهور به کوتاه ترین نوع شعر در جهان است. هایکوی سنتی ژاپنی،  هفده هجا است که در سه سطر ( 5 7 5 ) نوشته می شود. از ویژگی های دیگر هایکوی سنتی، زبان ساده و بی آلایش و فصل واژه است. فصل واژه، واژه یی است که به یکی از فصل های سال، مثل بهار، تابستان، پاییز و یا زمستان دلالت می کند. در هایکو نویسی مدرن، ساختار سنتی رعایت نمی شود؛ یعنی هایکوهای مدرن می توانند کمتر یا بیشتر از هفده هجا در دو یا سه سطر باشند. زبان ساده و بی آلایش و فصل واژه در هایکوی مدرن نیز حفظ می گردد. آنچه بین این دو نوع هایکو،  صد در صد مشترک است، همان دید هایکویی نسبت به طبیعت و جهان است. پس هایکو از دیدگاه دومی، در کنار این که یک نوع شعر است، نگرش ویژه بر دنیا و شیوه یی برای تجربۀ جهان است. در حقیقت، همین ویژگی است که هایکو را از دیگر انواع شعر کوتاه، متمایز می سازد. اینجا خوب است که همان هایکوی مشهور باشو را به عنوان مثال بیاورم:

برکۀ کهن

غوکی پريد

صداي آب

کسی، جنگل انبوه را نقاشی می کند. جنگلی را که سر تا پا سکوت فراگرفته است. او در جریان نقاشی است که ناگهان غوکی به آب می پرد. صدای آب برای یک لحظه سکوت را می شکند. علاوه بر سکوت، نقاش را نیز دگرگون می کند. این دگرگونی، او را متوجه تصویر بزرگتر می سازد. تصویری که خودش بخشی از آن است. از دیدگاه من، همین حالت خاصی که انسان را به فراخودبینی می رساند، هایکو  است.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 2:27 توسط آذریون متین |

می لرزد با آب

آواز قازها

تندباد زمستانی

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 1:49 توسط آذریون متین |

تندباد زمستانی

هنوز می خوانند

قاز ها

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 1:49 توسط آذریون متین |